تبليغاتX
جامانده از کاروان عشق
شب قدر فرا میرسد .
بیست و یکم رمضان و من و یه عالمه خواسته ی مختلف و دست یافتنی و ...
وضو میگیرم ، آماده رفتن میشوم ، مینی بوس با جمعی از دانشجویان جرکت میکند به سمت مصلای اهواز .
پیاده میشویم ، دعای جوشن کبیر خرید میکنم و با حس و حالی خاص وارد میشوم .

دعا افتتاح میخوانند .

نوبت به دعای جوشن کبیر میرسد . من هستم و یک عالمه تنهایی .
من هستم و یه عالمه دعا و نیایش
من هستم و یه عالمه آدم های محتاج و محتاج
با خودم کلنجار میروم که کدام خواسته را در این شب از خدا بخواهم .
ظهور امام زمان ، سلامتی ، عاقبت به خیری ، مکه ، شرایط مناسب زندگی و مسائل مادی ...... ؟
بالاخره برخی مهم تر شمرده میشوند و به یک تصمیم میرسم .

سفر مکه را از خدا میخواهم در کنار بخشش گناهان .
دعا شروع میشود ، من هستم و عالمی بار سنگینی گناه ، من هستم و یادآوری لحظات گناهکاری ، من هستم و تفکرات منفی ، من هستم  و یه خدای بخشنده ، من هستم و یه خدای مهربان ، من هستم یه خدایی که تنها پناهم هست .

خدا را به خاطر داده هایش شکر میکنم ، خدا را به خاطر قرار دادنم در شرایط شب قدر قدر میدانم .

حاج صادق آهنگران و جمعی دیگر با حال و حسی خاص مراسم را اجرا میکنند ، به جرئت میتوان گفت یکی از معدود مراسم هایی هست که خیلی حال میکنم .

قرآن ها بر بالای سر میروند و دست ها از قرآن ها بالاتر و خواسته ها از دست ها بالاتر و این در حالی است که گناهان سالها پیش بالا رفته اند .
خواسته هایم را میگویم .
1 ) بخشش گناهان
2 ) سفر حج
3 ) ........
4 ) .......
 تمام .
مراسم به پایان میرسد .
من هستم و عالمی تغییر شرایط روحی .
با اتوبوس بخشی از راه را برمیگردم ، چند صد متری را باید پیاده بروم تا به خوابگاه برسم .
من هستم و عالمی از تنهایی شب که در لفافی از پشتیبانی خدا قایم شده است .

احساس سبکی میکنم ، احساس میکنم تازه متولد شده ام ، احساس میکنم اولین خواسته ام برآورده شده است ،  احساس میکنم کارنامه ام پاک شده .

سگ ها پارس میکنند و من جاده کوت عبدالله را با عالمی از فکر میگذرانم و حراسی از بار سنگینی گناهان پیشینم ندارم . دقیقا لطف خدا را حس کردم و دیدم .

به خوابگاه میرسم ، سحری میخوریم و نماز و برای سومین بار میخوانم :
عم یتسائلون .......

و این یعنی خدایا برای برآورده شدن خواسته دومم عزمی جزم دارم .

+ نوشته شده توسط عبدالحمید پهلوزاده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 20:28 |