خدایا چرا این همه بیراهه میرویم ، چرا این همه کج ، چرا این همه جاده خاکی
من کمتر از یکسال سوره نبا خواندم که بیام و مکه را ببینم ، مدینه را ببینم ، تو رو ببینم
اما غافل از اینکه تو اینجایی نه اونجا
غافل اینکه همین آدمهایی که اظرافم هستند ، توئی همین آدم های کوچه و بازار در حال طواف هستند و لبیک و من کور هستم و طوافشان را نمیبینم و لبیکشان را نمیشنوم.
خدایا تو میدانی که چرا .... اینگونه ساختمش ، ولی بنده هایت نکوهشم میکنند که چرا ...
خدایا مرا طاقتی ده
خدایا ، دوستت دارم
به خاطر همه ی محبت هایت تو را سپاس
خدایا ، مردمانی را میبینم که هراس دارم روزی من هم چون انان بیاندیشم.
خدایا من در راه تو قدم میگذارم ، خدایا به خاطر همه چیز ازت ممنونم
به خاطر اینکه توفیق دادی در عمره دانشجویی اسم بنویسم
توفیق دادی .....
به قول پدربزرگ خدابیامرز :
ای روزگار بی مروت


